آن هنگام که پوشیده اند بی تدبیر
آنگاه که محبوس اند در فاجعه ای به نام اکنون
و تو ای انسان
آنگونه باش که واژه را تقدس بخشی
آنگونه باش که جلا دهی
مفاهیم غرق امروز را
+ نوشته شده در هجدهم آبان ۱۳۹۶ساعت   توسط داداشی |
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
و در هبوط
ذره ذره
چیزی کم میشد
چیزی زاده میشد
یادی عمیق از روح گم شد
جسم زاده شد
هاله ای از درک
بر پیشانی نشست
عقل حاصل شد
و جسم آنگاه
آوار شد بر جاذبه
و در تنفس فضای موجود
احساس معنا گرفت
و اینگونه
ما
زمانها و زمانها
مدهوش عمق گشتیم...
تو یادت نیست
اما من
درونم
چیزی زنده است
و خوب یادش هست
از اولین گام
و او
تشنه ی یاد عمیقی است
که در تو
دیگر نیست
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
و اگر تنها لحظه ای مانده باشد برای بودن یا رفتن همه اش امید و تقاضا است برای ذره ای بخشش از تو...
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
در دوردست ها
باغی است
ساخته از
من و تو
بر دروازه اش
قفلی دارد
که کلیدش واژه ای است
از جنس "ما"
بیا دل در دل دهیم
و هر روز عزم تازه کنیم
برای گام های بلند تر
برای زود تر رسیدن
به آن مکان دور دست.
بیا برسیم آنجا
که آنجا
ماوایی است
پر رنگ و پر آواز
که آنجا
باغی است
به نام
خوشبختی..
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
گوش کن
به لبخند ثانیه ها
میشنوی؟
آوای رنگ و احساس را؟
نگاه کن
به افق نزدیک
و خوب تماشا کن
که در چند گاه آتی
در بزنگاه وصل تن ها مان
بزمی طلوع خواهد کرد
شادانه و عاشقانه
و تو دعوتی
به مولود گاه واژه ای
به نام 'ما'
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
گوش کن
به لبخند ثانیه ها
میشنوی؟
آوای رنگ و احساس را؟
نگاه کن
به افق ایجاد
و خوب تماشا کن
که امروز
در بزنگاه وصل تن ها مان
بزمی طلوع میکند
شادانه و عاشقانه
و اینجا
مولود گاه واژه ای است
به نام 'ما'
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
و کسر امروز
حاصل تفریق دیروز است
ای انسان!
در محاسبات عمر
جمع بیشتر از ضرب
و جذر بیشتر از توان
اثر دارد!
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
زود میگذرد!
آنقدر زود که ذهنم به سرعت گذر لحظه ها نمی رسد
و در این تندیِ بی سکون
در تلاشم
برای برداشتن تکه تکه ها
میدانی!
گاهی برای از دست ندادن لحظات
مشت مشت بردار
و بدان اینگونه
کمی خاطرات اندوه
خواهی داشت
که خوب می ارزد
به آنها که برداشتی...
آستینهایت را بالا بزن
و در جاری عمر
عمیق تر جستجو کن
تکه های خوب سنگین ترند
و آرام تر می گذرند...
و اِی خود!
در این سیلان
آرام باش و عمیق
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
و زن
نهایت ستایش احساس است
ابتدای زندگی
و
انتهای حزن
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
آن هنگام که پوشیده اند بی تدبیر
آنگاه که محبوس اند در فاجعه ای به نام اکنون
و تو ای انسان
آنگونه باش که واژه را تقدس بخشی
آنگونه باش که جلا دهی
مفاهیم غرق امروز را
+ نوشته شده در هجدهم آبان ۱۳۹۶ساعت   توسط داداشی |
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی
برچسب:
نویسنده: آرین یزدانی